مصرف بنزین بدون فشار بر مردم باید مدیریت شود

رئیس‌جمهوری با اشاره به افزایش نگرانی‌ها درباره تأمین بنزین در شرایط جنگی، تأکید کرد: دولت به‌دنبال مدیریت مصرف و تأمین نیازهای موجود بدون ایجاد فشار مضاعف بر مردم است.
مصرف بنزین بدون فشار بر مردم باید مدیریت شود

 مسعود پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم به سوالاتی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیب‌های جنگ، اجرای مهم‌ترین طرح‌های دولت از کالابرگ، ارتقای نظام آموزشی، پزشک خانواده و نظایر آن پاسخ داد.

از ابتدای دوران ریاست‌جمهوری‌تان، کلام شما کلام قرآن و کلام خدا بوده است. در بیانات حضرت آقا، قائد شهیدمان، نیز بر مسئله «اتحاد، اتحاد، اتحاد» بسیار تأکید می‌شد. اکنون هم رهبر عزیزمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، بر همین «اتحاد، اتحاد، اتحاد» تأکید دارند. در نهایت، خروجی تمام اهداف شما نیز همین است.

سؤالی که از حضورتان دارم این است که شما، به‌ویژه در طول این جنگ، بسیار در میان مردم بودید. حتی شاهد بودیم که در مکان‌های عمومی حضور پیدا می‌کردید. حال مردم را نسبت به این موضوع چگونه می‌بینید؟ آیا این اتحاد واقعاً ایجاد شده است؟

کامل که اصلاً نیست. می‌دانید «ضالین» یعنی چه؟ در نماز می‌گوییم «ولا الضالین». ضالین یعنی نفس و منیت. من این موضوع را بارها در صحبت‌هایم گفته‌ام.

در بسیاری از جاهایی که بحث بوده، برای مثال گفته‌ام که خداوند درباره حضرت داوود می‌فرماید «یا داود إنا جعلناک خلیفة فی الأرض فاحکم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله إن الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.»

وقتی در نماز می‌گوییم «مالک یوم الدین» و بعد می‌گوییم «ولا الضالین»، یعنی چیزی که ما را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد، هوای نفس ماست.

برای خدا کارکردن و به مردم خدمت‌کردن دعوا دارد؟ اگر شما بهتر می‌توانید عمل و کمک کنید، بیایید مشکل مردم را حل کنید. من این اندازه می‌توانم و شما بیشتر می‌توانید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا باید دعوا کنیم؟

من می‌توانم مشکل دو نفر را حل کنم و شما می‌توانید مشکل 10 نفر را حل کنید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا می‌خواهید مرا حذف کنید؟ این گوی و این میدان؛ بیایید همه با هم کمک کنیم مشکلات و گرفتاری‌های مردم و خودمان را حل کنیم. مردم ما مشکل دارند.

 

اکنون راهش چیست؟ اگر شخصی طرحی داشته باشد، پیشنهادتان این است که چگونه آن را به دست شما برساند تا بررسی شود؟

ببینید، مشکل من این است، ما با این برادران و خواهرانی که حضور داشتند جلسه گذاشتیم. من با دانشگاهیان، گروهی از استادان اقتصاد و گروه‌های مدیریتی نیز جلسه گذاشتم.

با برادرمان آقای نقدی هم صحبت کردم. چون من می‌گفتم وضعیت این‌گونه است، ایشان نامه‌ای داده و گفته بود که این کارها را می‌شود انجام داد. بعد از آن، یک روز آمد و گفت «تو چرا این‌گونه می‌گویی؟» سپس با یک تیم آمدند و دوباره با آن‌ها نشستیم و گفتیم «آقا، این گوی و این میدان».

من طرح نمی‌خواهم؛ تا دلتان بخواهد طرح داریم. من مجری طرح می‌خواهم؛ کسی را می‌خواهم که بتواند آن را اجرا کند.

 

همان مجری طرح چگونه می‌تواند با شما ارتباط برقرار کند؟

اکنون ما با دانشگاهیان بحث کرده‌ایم و با سمن‌ها نیز نشستیم و گفت‌وگو کردیم. برادرمان، آقای محسن رضایی، هم آن روز تعدادی از بچه‌های جبهه، جنگ و سازندگی را آورده بودند که با آن‌ها نیز گفت‌وگو کردیم.

حتی گفتند هر دو هفته یک‌بار جلسه بگذاریم. گفتم «من از فردا جلسه می‌گذارم؛ شما بگویید چه کاری می‌خواهید انجام دهید.»

 

منظور من این است که فردی که مجری طرحی است، از چه بستری می‌تواند با شما ارتباط برقرار کند؟

بستگی دارد طرح او صنعتی، کشاورزی، علمی یا تجاری باشد. این افراد باید با سازمان‌های مربوطه بنشینند و یک نسخه از طرح را نیز به ما بدهند. می‌توانند با دفتر ما هماهنگ کنند تا اگر جایی به مشکل برخوردند، یعنی واحد مربوطه پاسخ نداد، خودمان موضوع را پیگیری کنیم.

الان نامه‌ای دارم که در آن فردی گفته است «من حاضرم 150 هزار دستگاه خودروی کم‌مصرف وارد کنم که مثلاً در هر 1400 کیلومتر، 30 لیتر سوخت مصرف می‌کند.»

دیروز نامه‌اش را به من دادند و امروز گفتم بگویید بیاید تا ببینیم چه می‌خواهد وارد کند. اگر دلار نخواهد و خودش بخواهد خودروها را وارد کند، ما کمکش می‌کنیم.

 

شما به این موضوع اشاره کردید؛ اجازه بدهید این سؤال را مطرح کنم. بنزین واقعاً به یکی از دغدغه‌های مردم تبدیل شده است. مردم در صف‌های طولانی می‌ایستند و باک خودروهایشان را پر می‌کنند و همین مسئله باعث افزایش مصرف نیز شده است. پیام شما برای اینکه مردم به آرامش برسند و خیالشان درباره تأمین بنزین راحت شود، چیست؟

ببینید، ما در جنگ هستیم و ابتدا باید بپذیریم که در شرایط جنگی قرار داریم. اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمی‌شود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید می‌کنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.

باید آنچه را تولید می‌کنیم، مدیریت کنیم. برای این مدیریت، روش‌های بسیار متعددی وجود دارد که اکنون درباره آن‌ها فکر و کار می‌کنیم. البته بحث‌ها در این زمینه بسیار زیاد است.

روز شنبه که سران قوا با یکدیگر جلسه داشتیم، خدمت آقای دکتر قالیباف و حاج‌آقای اژه‌ای عرض کردم، البته همین‌جا باید واقعاً از حضور سران قوا در جلسات قدردانی کنم. وفاق و انسجامی که اکنون میان سران کشور وجود دارد، استثنایی است و هیچ‌وقت به این شکل نبوده است. کاملاً با یکدیگر توافق داریم.

خدمت آن‌ها عرض کردم که ما با مشکل مواجهیم و میزان تولیدمان نیز مشخص است. می‌دانیم چه داریم و چه نداریم. شما بگویید چه کار کنیم تا به تفاهم و زبان و نگاه مشترکی برسیم؛ ما هم اجرا می‌کنیم. وقتی تصمیم را اجرا کردیم، دیگر کسی نیاید بگوید چرا این‌گونه عمل کردید.

هر کاری انجام دهیم، بالاخره ممکن است عده‌ای ناراضی شوند. باید کاری کنیم که نارضایتی کمتری ایجاد شود، حل مشکل آسان‌تر باشد و با یک زبان مشترک پیش برویم.

نباید کاری کنیم کسی که زندگی‌اش با بنزین می‌چرخد، دچار مشکل شود. همچنین نباید به کسانی که اکنون تحت فشارند، فشار بیشتری وارد کنیم. مردم اکنون در لبه‌اند؛ اگر من فشار دیگری وارد کنم، ممکن است از لبه پایین بیفتند. باید مراقب باشیم کسی پایین نیفتد.

حالا باید چه کار کنیم؟ باید همه به یکدیگر کمک کنیم تا بتوانیم این مسیر را طی کنیم.

 

پیش از اینکه به موضوع سیاسی بازگردم، چون به بحث بنزین اشاره کردید، می‌خواهم این سؤال را مطرح کنم. دولت اعلام کرده است که در موضوع بنزین، شگفتانه‌ای برای مردم رقم نخواهد زد.

بله.

اما رفتار مردم در جایگاه‌های سوخت نشان می‌دهد که گویا اعتماد لازم را به این سخن دولت ندارند و نگران‌اند که مبادا چنین شگفتانه‌ای رخ دهد. برای اطمینان‌خاطر مردم، آیا مشخص است که دولت نهایتاً در چه زمانی و با چه سازوکاری درباره مسئله بنزین تصمیم‌گیری خواهد کرد؟

یکی از کارهای اصلی، کاهش مصرف است؛ بدون اینکه به کسی صدمه‌ای وارد شود. یکی از برنامه‌هایی که در حال تدوین آن هستم، به رفت‌وآمد خودروها در تهران مربوط می‌شود. روزانه دو میلیون خودرو وارد تهران می‌شوند و بازمی‌گردند؛ دست‌کم آماری که ارائه می‌کنند، همین است.

بیشتر این افراد از شهرستان‌ها می‌آیند؛ کارمند ما هستند یا در شرکت‌های ما کار می‌کنند. یکی از موضوعاتی که اکنون روی آن کار می‌کنیم، این است که این افراد به تهران نیایند و در همان محل، به اداره مربوطه مراجعه کنند.

اگر رفت‌وآمد هر خودرو روزانه 20 لیتر مصرف داشته باشد و تعداد خودروها را از دو میلیون به یک میلیون برسانیم، یک میلیون ضرب‌در 20 لیتر، 20 میلیون لیتر می‌شود و همین یک اقدام می‌تواند کسری را جبران کند.

یکی دیگر از برنامه‌های ما این است که تلاش کنیم کارمندان ادارات، هفته‌ای یک روز بدون خودرو به محل کار بیایند. می‌خواهیم با شهرداری صحبت کنیم تا بتوانند از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند. این کار امکان‌پذیر است؛ یک روز خودروی شخصی‌شان را نیاورند و با مترو یا اتوبوس بیایند.

 

افزایش کیفیت خودروها و کاهش مصرف سوخت چطور؟

من قبلاً عرض کردم که با فردی صحبت کرده‌ام و قرار است امروز هم با او گفت‌وگو کنم. او آمادگی دارد 150 هزار دستگاه خودرو برای حمل‌ونقل عمومی، تاکسی‌ها و مواردی از این دست وارد کند.

ساخت داخل؟

درباره ساخت داخل عرض می‌کنم که برای شرایط فعلی پاسخ‌گو نیست. به خودروسازان گفته‌ایم اگر نتوانند وضعیت را اصلاح کنند، دیگر نمی‌توانند به همین شکل ادامه دهند. البته باید مدتی به آن‌ها فرصت بدهیم تا خطوط تولیدشان را اصلاح و مصرف سوخت را مدیریت کنند. این کار زمان‌بر است و برای شرایط فعلی پاسخ نمی‌دهد، اما در حال پیگیری آن هستیم.

وزارت صمت نیز به آن‌ها اعلام کرده است که باید مصرف سوخت خودروها را کاهش دهند؛ در غیر این صورت، دیگر اجازه تولید نخواهند داشت. البته حتی اگر اجازه تولید هم بدهیم، با افزایش واردات، دیگر کسی مشتری محصولاتشان نخواهد بود. این موضوع یک بحث مهندسی است که روی آن کار می‌کنیم.

موضوع دیگر، واردات است. اگر بتوانیم ناوگان حمل‌ونقل، تاکسی‌ها، خودروهای فعال در اسنپ و حتی موتورسیکلت‌های کسانی را که با آن‌ها کار می‌کنند، برقی کنیم، مصرف سوخت کاهش پیدا می‌کند. آن‌ها آمادگی دارند برای مثال 200 هزار دستگاه موتورسیکلت برقی وارد کنند. در حال گفت‌وگو هستیم تا بتوانیم مصرف را کاهش و کیفیت را افزایش دهیم.

آنچه را داریم، نمی‌گوییم در اختیار مردم نمی‌گذاریم؛ اما درباره چیزی که نداریم، نمی‌توانیم توقع و تقاضای بیشتری ایجاد کنیم. بنابراین باید خودروها، موتورسیکلت‌ها، مقررات، قوانین و رفت‌وآمدهایمان را مهندسی و مدیریت کنیم.

در این زمینه جلسه گذاشته‌ایم. گفتم با شهردار تهران، برادرمان آقای دکتر زاکانی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه‌هایی که استادان حوزه ترافیک دارند، بنشینیم و گفت‌وگو کنیم.

باید بررسی کنیم آیا می‌توانیم برای کسانی که هر روز از شرق تهران به غرب یا از غرب به شرق می‌روند، در محدوده کاری ادارات و شرکت‌های خودمان ترتیبی بدهیم که این رفت‌وآمد را انجام ندهند و در همان محل بنشینند و کارشان را انجام دهند؟

 

فارغ از این اقدام‌ها، آیا تصمیم دولت درباره افزایش قیمت بنزین، زمان اجرای آن و میزان افزایش قیمت مشخص شده است؟

در زمینه افزایش قیمت، طبیعتاً باید نرخ سهمیه سوم را که در واقع مازاد بر سهمیه‌های موجود است، مقداری افزایش دهیم و این افزایش را اعمال خواهیم کرد.

در حال حاضر، زمان اجرای آن مشخص نیست؟

درباره زمان اجرای آن قرار است گفت‌وگو، اطلاع‌رسانی و هماهنگی شود. باید با قوه قضائیه، مجلس و نمایندگان نیز هماهنگ کنیم و درباره همین موضوعی که اکنون به شما می‌گویم، به زبان و نگاه مشترکی برسیم.

می‌خواهیم نرخ سهمیه سوم را که خارج از سهمیه‌های موجود است، برای مثال از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان افزایش دهیم.

اکنون حدود قیمت آن مشخص شده است؟

نرخ سهمیه سوم باید همان 10 هزار تومان باشد و بیشتر از این نیست.

بحث‌هایی درباره قیمت 50 هزار تومان و ... می‌شود.

آنچه اکنون اتفاق می‌افتد، ارتباطی با این موضوع ندارد. در حال حاضر بنزین سوپر را به قیمت 100 هزار تومان هم می‌خرند.

خیر؛ چون طرح کرمان تا حدودی مطرح شد بود یک مقدار اذهان رو بهم ریخته بود.

ببینید، من بارها گفته‌ام که در پزشکی برای درمان همه بیماران یک نسخه واحد نمی‌نویسیم. نسخه‌های مختلفی وجود دارد و باید عوارض هر دارویی را نیز پیگیری کرد. دارویی که به یک بیمار می‌دهید، ممکن است حال یک نفر را بهتر و حال فرد دیگری را بدتر کند. در نتیجه، سیستم باید نظارت کند و اگر دارویی عارضه داشت، آن عارضه را مدیریت کند.

هیچ‌وقت قرار نیست یک طرح یا اقدام را ناگهان در سراسر کشور اجرا کنیم و بعد، اگر عارضه‌ای داشت، نتوانیم آن را جمع کنیم. هر استانداری می‌تواند بر مبنای اختیاراتی که به استانداران داده‌ایم، اقداماتی انجام دهد و منطقه خود را مدیریت کند. اگر نتیجه درستی گرفت، می‌توانیم آن تجربه را گسترش دهیم؛ اما اگر عارضه داشت و موفق نبود، آن را گسترش نمی‌دهیم.

بنابراین، قرار نیست اقدامی انجام دهیم و اگر عارضه داشت، باز هم روی آن بایستیم و الا و بلا بگوییم این راه را ادامه خواهیم داد. می‌خواهیم این کار را با گفت‌وگو، همدلی، همراهی و استفاده از تجربه‌هایی انجام دهیم که هر یک از استان‌ها می‌توانند داشته باشند.

برای حل این مسئله، یک نسخه یا دستورالعمل واحد وجود ندارد. این‌طور نیست که من بگویم الا و بلا باید این کار را انجام دهیم. ممکن است در اجرای یک تصمیم نتوانیم تمام کار را به‌طور کامل پیش ببریم؛ شاید 30 درصد این راهکار موفق شود، 10 درصد راهکار دیگر و 5 درصد راهکار دیگری نتیجه بدهد. بخشی از کار نیز به همکاری خود مردم و استفاده آن‌ها از وسایل نقلیه عمومی برمی‌گردد.

ما در جنگ هستیم. هم نیروگاه‌هایمان را زده‌اند، هم منابع نفتی و گازی‌مان را هدف قرار داده‌اند و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است. می‌جنگیم و پای کار ایستاده‌ایم، اما باید به یکدیگر کمک کنیم تا تاب‌آوری‌مان افزایش پیدا کند.

 

پس قیمت بنزین حداکثر تا لیتری 10 هزار تومان افزایش خواهد یافت، اما زمان اجرای آن هنوز مشخص نیست؛ درست است؟

این افزایش برای سهمیه سوم است؛ فعلاً نه برای سهمیه‌های دیگر. درباره بنزین سوپر نیز کسانی که آن را به‌صورت آزاد وارد می‌کنند، آزادانه می‌فروشند. در نهایت، باید کاری کنیم که میزان تولید و مصرفمان با یکدیگر هم‌خوانی پیدا کند. اگر این هم‌خوانی ایجاد نشود، با چالش مواجه می‌شویم و مردم دچار مشکل خواهند شد.

وقتی می‌گوییم فردی از شهرستان به تهران نیاید، منظورمان کارمند خودمان است؛ یعنی به تهران نیاید و در همان محل به اداره مربوطه مراجعه کند. این موضوع برای ما قابل‌قبول است و دست‌کم می‌تواند مصرف کلی بنزین را کاهش دهد.

کاری که در دولت می‌توانیم انجام دهیم، این است که مصرف بنزین خودمان و کارکنانمان را کاهش دهیم تا تقاضای ایجادشده کمتر شود و با میزان تولیدمان هم‌خوانی پیدا کند. اگر این کار را انجام دهیم و مردم نیز در این زمینه به ما کمک کنند و صداوسیما این فرهنگ را ایجاد کند که مردم تا جای ممکن از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، می‌توانیم مصرف را مدیریت کنیم.

از سوی دیگر، در زمینه قطارهای بین‌شهری اطراف تهران نیز در حال کار و گفت‌وگو درباره تأمین واگن‌ها هستیم. جنگ باعث شد واگن‌های ما وارد نشوند. پول واگن‌ها را پرداخت کرده بودیم و قرار بود چندین رام قطار ابتدا در بهمن‌ماه، بعد در فروردین و سپس در اردیبهشت وارد شود، اما جنگ باعث شد آن‌ها را ارسال نکنند. در غیر این صورت، ما در حال اصلاح و تقویت وسایل حمل‌ونقل عمومی هستیم.

مدیریتی که انجام می‌دهیم، مدیریت تک‌نسخه‌ای نیست. روش‌های مختلف را با تمهیدات کاملاً کارشناسانه دنبال می‌کنیم و مراقبیم که اگر تصمیمی ناگهان عارضه‌ای ایجاد کرد، سریعاً برگردیم و آن را اصلاح کنیم.

شما می‌دانید دارویی که به بیمار می‌دهیم، اگر کمی بیشتر از اندازه مصرف شود، ممکن است بیمار از هوش برود یا حتی جانش را از دست بدهد. بنابراین، اینکه چه میزان دارو باید تجویز شود تا بیمار بتواند آن را تحمل کند، بسیار مهم است. در جامعه نیز همین‌گونه است و تفاوتی ندارد.

آیا درست است که در زمان اجرای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد توانستیم به میزان کافی نفت صادر کنیم؟ برخی چنین موضوعی را مطرح می‌کنند.

بله.

یعنی به همان میزانی که در بودجه پیش‌بینی شده بود یا...؟

درباره بودجه، ما هرچه نفت در اختیار داشتیم، نزدیک به 90 میلیون بشکه را در همان مدت کوتاه صادر کردیم. این میزان نفت به این دلیل باقی مانده بود که پیش از آن امکان صادراتش را نداشتیم و جلوی بخشی از آن را نیز در دریا گرفته بودند؛ اما اکنون نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. اگر اطلاعات دقیق را بگیرید، وضعیت روشن است.

با وجود همه این مسائل، مسیر باز شد و نفت خود را صادر کردیم. تحریم‌های بانکی برداشته شد که همین موضوع کمک زیادی کرد. از سوی دیگر، تحریم‌های مربوط به محصولات پتروشیمی نیز لغو شد و در حال دریافت پول‌هایمان بودیم.

دریافت پول زمان‌بر است و به این سادگی نیست که امروز اقدامی انجام شود و فردا بپرسیم چه شد. برای همان سرمایه‌گذاری 300 میلیارد دلاری نیز وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت صمت با طرف قطری در حال گفت‌وگو بودند تا این اتفاق بیفتد.

 

اگر قرار باشد یکی از تصمیم‌های دولت شما در تاریخ ماندگار شود و بگویند این اتفاق مرهون دولت آقای پزشکیان بوده است، دوست دارید آن تصمیم یا اتفاق چه باشد؟

کریدورها، محله‌محوری، واگذاری اختیارات، اصلاح مدیریت و سپردن کار به کاردان؛ یعنی همان اصلی که خداوند می‌فرماید «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها».

باید از گزینش‌های جناحی و گروهی دست برداریم و کار را به کاردان بسپاریم. در نتیجه، هدف باید انجام درست کار باشد.

خداوند درباره روز قیامت می‌فرماید «الیوم نختم علی أفواههم وتکلمنا أیدیهم وتشهد أرجلهم بما کانوا یکسبون». روز قیامت اجازه نمی‌دهند حرف بزنیم؛ بلکه می‌پرسند چه کاری انجام داده‌ایم. آنچه از ما خواهند پرسید این است که چه کردیم.

آیات دیگری نیز وجود دارد که در دوران جوانی و دانشجویی، وقتی شوروشوق زیادی داشتیم، آن‌ها را می‌خواندیم، «إن الذین توفاهم الملائکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الأرض قالوا ألم تکن أرض الله واسعة فتهاجروا فیها فأولئک مأواهم جهنم وساءت مصیرا. إلا المستضعفین من الرجال والنساء والولدان لا یستطیعون حیلة ولا یهتدون سبیلا. فأولئک عسی الله أن یعفو عنهم وکان الله عفوا غفورا». هنگامی که انسان از دنیا می‌رود، فرشتگان مرگ از او نمی‌پرسند نماز خواندی یا نخواندی؛ می‌پرسند در چه وضعیتی بودی و چه کردی؟ انسان می‌گوید ما در زمین مستضعف بودیم. به او می‌گویند مگر زمین خدا وسیع نبود؟ چه کسی گفته بود باید در ضعف باقی بمانی؟

قرآن می‌فرماید جایگاه چنین افرادی جهنم است و چه بد سرانجامی است؛ مگر مستضعفانی از مردان، زنان و کودکان که واقعاً توان و راهی برای رهایی ندارند. یعنی کسی که واقعاً ناتوان است؛ برای مثال نابینا، زمین‌گیر یا سالمند است و نمی‌تواند کاری انجام دهد. تازه درباره همین افراد نیز می‌فرماید شاید خداوند آنان را ببخشد.

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا

تبلیغات متنی